عشق

خوش امدگویی
نویسنده : شب عشق - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۸
 

liv är kärlek, och kärlek är inte fantesi

باسلامی گرم به گرمی خورشید زیباو به نر می‌‌پتو ی گلبافت ورودشمارا خوش امد می گویم بغل

 

Med en varm hej! varmare än solen till dig. 

امیدوارم لحظات شادوسرشار ازعشق راسپری کنید

hoppas din tiden vara full med kärlek 

قلب Mobarak Ali قلب

 

الهی در شب قبرم بسوزان

ولی محتاج نا مردان نگردان


عطا کن دست بخشش همتت را

خجل از روی محتاجان مگردان


الهی کیفرم را میپذیرم

که از ذات تو خود را پس بگیرم


کمک کن که با نا حق نسازم

برای عشق و ازادی بمیرم


خدایا ای پناه لحظه هایم

صدایت میزنم بشنو صدایم

دو شکارچی در جنگل بر روی درختها کمین کرده بودند. یکی از آنها از درخت سقوط کرد. شکارچی دوم احساس کرد دوستش که از درخت سقوط کرده ، نفس نمی کشد و چشمانش باز و خیره مانده است.
او با موبایل با یک مرکز اورژانس تماس می گیرد و به فردی که گوشی را برمی دارد می گوید:
فکر می کنم دوست من مرده است ، چکار باید بکنم؟
طرف مقابل به آرامی می گوید:
دلواپس نباش.
من می توانم به تو کمک کنم.
ابتدا باید مطمئن شویم که مرده است
بعد از سکوتی که حکمفرما می شود صدای یک گلوله به گوش می رسد. شکارچی دوم دوباره گوشی را برمی دارد و می گوید: بسیار خب ، حالا چه کار باید بکنم؟!  

mobarak1.JPG